391
اینکه نتونی حرف بزنی
مثلآ بیای پای نت و بلاگفا رو باز کنی و ساعتها بشینی آهنگ وبلاگتو گوش کنی و نتونی بنویسی
حتی بری برای خودت غذا قهوه بستنی و ... بیاری و بشینی پای نت بخوری بلکه یه فرجی بشه اما صد افسوس
موضوع سر این نیست که حرفی برای گفتن نداشته باشی موضوع اینه که نتونی بگی یا ندونی چه جوری بگی یا اگه بگی چی میشه یا نخوای بگی
اصلآ شاید گفت مشکل از اینجا شروع میشه که انسان تو ارتباط برقرار کردن با دنیای اطراف خودش دچار مشکل میشه
به نوعی مثل کسی که دچار شک میشه و دیگه نمیتونه صحبت کنه
و این سر آغاز ویا پایان جنونه
پ ن : من هنوز عاشقم
عاشق تو
اینم برای اینکه این وب حذف نشه